خیرالدین بارباروس: فرمان سلطان
- زیرنویس
شهادت شهابالدین پاشا دربار و ارتش را به لرزهای بزرگ میاندازد و سلطان محمد برای گرفتن انتقام لالای خود سوگند میخورد که «نه سنگی بر سنگ بماند و نه سری بر تن». آتشی که در دل او زبانه کشیده، او را به راهی بیبازگشت کشانده است. گام بعدی سلطان محمد چه خواهد بود؟ این آتش سوزان، کدام مسیرهای تاریک را روشن خواهد کرد؟ نقشههای خونینی که در بوسنی چیده میشود، بالکان را در آستانه توفانی تازه قرار میدهد. در حالی که گناه بر دوش بیگناهان میافتد، به خاطر حسابوکتاب پادشاهان و پاپ، بهای سنگینی پرداخته خواهد شد. ولاد نیز برای گرفتن سهم خود از این بازی تاریک، دست به حرکتی غیرمنتظره میزند. وعدههایی که به پاپ داده شده و محاسبات پادشاهیها، بالکان را به چه فاجعهای خواهد کشاند؟ آیا خشم ولاد این بازی را به مسیری کاملاً متفاوت سوق خواهد داد؟ در پایتخت، مقامهای خالیشده نهتنها انتصابهای تازه، بلکه نبردی عمیق بر سر قدرت را به همراه میآورد. فرزندان یک آتشدان، اینک در صفهایی متفاوت میایستند و تنش درون دربار آشکار میشود. آکینجیهایی که راهی جادههای بوسنی میشوند، به سوی کمینی میروند که با خیانت بافته شده است و روستایی مظلوم در میانهٔ حسابکشیهای بزرگ گرفتار میآید. اما سرنوشت، درست در قلب نقشههای تاریک، مقاومتی کاملاً غیرمنتظره میآفریند. شمشیر انتقام در دست چه کسی بالا خواهد رفت؟ پس از همهٔ این رویدادها، سلطان محمد بار دیگر با هوش تیز خود نشان میدهد که چگونه بازیهای دشمنانش را به سود خویش برمیگرداند. در نگاه او، حتی خیانت نیز دیگر خادم است.
صدای عثمانی با نوای مهتر از آناتولی به جهان میرسد! سلطان اورهان به ایلخانی اعلان جنگ میکند سلطان اورهان با کشتن فرستاده و اعلام آشکار جنگ به تیمورتاش، رسماً ایلخانیان را در برابر خود قرار داد. در همین حال، دمیرهان بیگ با بیان اینکه حکومت اورهان بیگ را به رسمیت نمیشناسد، خط و نشان میکشد و جرقهٔ حسابهای تازه در جبههها زده میشود. --- شاهینشاه بیعت کرد… اما بازی در سایه چیست؟ پس از این تحولات، شاهینشاه بیگ اعلام میکند که مطیع فرمان سلطان اورهان است. اما آیا این بیعت صادقانه است، یا آغاز یک نقشهٔ تازه؟ --- جنگ سرد در جبههٔ آسپُرچا – نیلوفر آسپُرچا که در قبیله از خطر مرگ جان سالم به در برده، در آخرین لحظه به لطف سلطان اورهان نجات مییابد. اما نارضایتی نیلوفر خاتون از آسپُرچا هر روز بیشتر میشود. با بالا گرفتن تنش میان این دو زن، آیا پایان این جنگ سرد به خونریزی خواهد انجامید؟ --- جبههای تازه در ازنیک، اتحادی نو آسپُرچا که در ازنیک سپاه خود را گرد آورده، تصمیم میگیرد همراه با تیمورتاش علیه اورهان بیگ حرکت کند. دلیل واقعی این تصمیم چه خواهد بود؟ فلاویوس در کجای این معادله قرار میگیرد؟ --- بورسا جشنگاه است، اما جبههها در آتش در حالی که بورسا با اعلام سلطنت اورهان بیگ حالوهوای جشن دارد، او مصمم است بیامان بر دشمنانش بتازد. اورهان بیگ که آماده است سختترین پاسخ را به یورشهای مرزی بدهد، همهٔ بیگها و سپاهش را برای لشکرکشی آماده میکند. --- یک سو ازنیک، سوی دیگر تیمورتاش… آیا سلطان اورهان بیگ خواهد توانست تمام دسیسههایی را که پشت سرش چیده شده بر هم بزند و دشمنانش را از میان بردارد؟
کیفیت های 480و720و1080 افزود شد...
شهادت شهابالدین پاشا دربار و ارتش را به لرزهای بزرگ میاندازد و سلطان محمد برای گرفتن انتقام لالای خود سوگند میخورد که «نه سنگی بر سنگ بماند و نه سری بر تن». آتشی که در دل او زبانه کشیده، او را به راهی بیبازگشت کشانده است. گام بعدی سلطان محمد چه خواهد بود؟ این آتش سوزان، کدام مسیرهای تاریک را روشن خواهد کرد؟ نقشههای خونینی که در بوسنی چیده میشود، بالکان را در آستانه توفانی تازه قرار میدهد. در حالی که گناه بر دوش بیگناهان میافتد، به خاطر حسابوکتاب پادشاهان و پاپ، بهای سنگینی پرداخته خواهد شد. ولاد نیز برای گرفتن سهم خود از این بازی تاریک، دست به حرکتی غیرمنتظره میزند. وعدههایی که به پاپ داده شده و محاسبات پادشاهیها، بالکان را به چه فاجعهای خواهد کشاند؟ آیا خشم ولاد این بازی را به مسیری کاملاً متفاوت سوق خواهد داد؟ در پایتخت، مقامهای خالیشده نهتنها انتصابهای تازه، بلکه نبردی عمیق بر سر قدرت را به همراه میآورد. فرزندان یک آتشدان، اینک در صفهایی متفاوت میایستند و تنش درون دربار آشکار میشود. آکینجیهایی که راهی جادههای بوسنی میشوند، به سوی کمینی میروند که با خیانت بافته شده است و روستایی مظلوم در میانهٔ حسابکشیهای بزرگ گرفتار میآید. اما سرنوشت، درست در قلب نقشههای تاریک، مقاومتی کاملاً غیرمنتظره میآفریند. شمشیر انتقام در دست چه کسی بالا خواهد رفت؟ پس از همهٔ این رویدادها، سلطان محمد بار دیگر با هوش تیز خود نشان میدهد که چگونه بازیهای دشمنانش را به سود خویش برمیگرداند. در نگاه او، حتی خیانت نیز دیگر خادم است.